يك شنبه هفدهم آبانماه 1388

در خبر ها آمده بود كه علاوه بر مرتضي آقا تهراني ،معلم اخلاق هيات دولت حائري شيرازي نيز به دولت درس اخلاق مي دهد.حائري سيرازي پس از شكايت هاي علني مردم شيراز از وي بدليل بي كفايتيش و سوء استفاده ار موقعيت خود در استان فارس و همچنين متهم شدن افراد خانواده وي و بخصوص پسرش توسط عبدالله شهبازي مورخ ساكن شيراز در كتابش به زمين خواري و درخواست مكرر مردم در سفر خامنه اي به فارس به ناگهان جاي خود را به ايماني امام جمعه بوشهر داد و خود به نام ادامه تحصيلان حوزوي به قم مهاجرت كرد گرچه هنوز هم در شيراز حضور دارد اما ديگر به اسم نمايندگي ولي فقيه در شيراز نيست .چند گاهي هم به عنوان معلم اخلاق در راديو و تلويزيون ظاهر مي گشت كه حالا از وي به عنوان معلم اخلاق دولت ياد مي كنند.چه خوب بود اين معلم اخلاق قبل از تدريس اخلاقيات به ديگران حداقل مجالي براي بيان اتهاماتي كه به وي و خانواده اش ايراد مي شود مهيا مي كرد و جوابي به اين اتهامات مي داد.
شنبه شانزدهم آبانماه 1388
اين روزها بحث طرح هدفمند كردن يارانه ها و پرداخت نقدي يارانه ها به دهك هاي يك تا پنج درآمدي كشور همه جا بر سر زبانهاست.جداي از اينكه تفاوت گذاشتن در پرداخت يارانه ها به مردم كه آن هم از فروش نفت كه متعلق به همه مردم است بدست آمده است كاري نه عقلي و نه شرعي است اما نوع پرداخت به همين پنج دهك هم خالي از اشتباه نيست.متاسفانه با در نظر گرفتن درآمدهاي نجومي نفت در چهارسال صدارت احمدي نژاد و حيف و ميل كردن اين سرمايه همگاني و خدادادي و عدم سرمايه گذاري در بخش مولد و ايجاد شغل ،تعداد بيكاران و كارجويان افزايش يافته است .حال با اين اوضاع و احوال اين طرح هم مي خواهد آن هم با مديريت دولت آقاي احمدي نژاد!!! اجرا گردد چقدر احتمال موفقيت آن مي رود؟با وجود اينكه متاسفانه اعتياد مردان و سرپرستان خانواده هاي ايراني متعلق به پنج دهك اول درآمدي جامعه چقدر احتمال عدم استفاده از اين پول كه به حساب سرپرستان خانواده هاي ريخته مي شود در جهت تامين مواد افيوني استفاده نگردد؟چه راهكارهاي براي اين مساله وجود دارد؟و مهمتر اينكه اين پول يارانه ها هم سرانجام پول هنگفت نفت در چهار سال گذشته را پيدا خواهد كرد؟
از طرفي شنيده ها حاكي از آن بوده كه دولت احمدي نژا مايل به ارائه لايحه اي در جهت ثابت نگهداشتن حقوق كاركنان دولت در طول اجراي طرح تحول اقتصادي را داشته است كه با مخالفت مجلس روبرو شده است كه ديگر اين نقطه درخشان اين طرح مي بود كه اجرا نشد.
آيا بهتر نبود با توجه به اينكه دهك هاي هشتم تا دهم جامعه كشور از كالاهاي لوكس و گران تر استفاده مي كنند تامين اين هزينه پرداخت يارانه ها به دهك هاي اول تا دهم با استفاده از وضع مالياتهاي تصاعدي برآنها و ميزان مصرف كالاها تامين مي گشت كه هم به عدالت نزديك تر بود و هم عقلايي تر؟
با اين وجود به دليل عدم توانايي مديريت دولت فعلي و شخص آقاي احمدي نژاد سرانجام خوشي براي اين طرح نمي رود گرچه هدفمند كردن يارانه هاي كشور آن هم براي تمام آحاد امري پسنديده است.
و اي كاش پنج سال پيش مجلس هفتم آن هم به رياست مردي بر عرضه و مسلوب الاختيار مانند حداد عادل راي به ثابت ماندن حامل هاي انرژي آنهم به اتخاد تصميمات سياسي و نه اقتصادي نمي گرفت كه اگر چنين اتفاقي نيفتاده بود وضع امروز ما بهتر بود و اين هم از خيانتهايي بود كه در حق اين كشور روا شد.
چهارشنبه سيزدهم آبانماه 1388

امروز روز مبارزه با استكبار جهاني استوسي سال پيش در چنين روزي دانشجويان پيرو خط امام با حمله به سفارت آمريكا در ايران آن را به نصرف خود و سفرتيان را نيز به گروگان درآوردند.اين خود موجب تغييرات بسيار بنيادي در وضعيت كشور شد.استعفاي دولت موقت و قطع رابطه با آمريكا و شروع تحريم هايي كه هنوز هم به شدت آن افزوده مي شود و برخي نيز معتقد به جنگ هشت ساله خانمانسوز به عنوان يكي ديگر از اثرات آن هستند.دانشجويان پيرو خط امام در آن روز كه به سفارت حمله بردند مورد تائيد صريح آقاي خميني قرار گرفتند و عمل آنها به مثابه انقلاب دوم ناميده شد.اما بعد از گذشت سي سال بسياري از آن كسان كه آن عمل را تائيد مي كردند معترف به اشتباه بودن ان كار گشته اند و آن دانشجويان نيز كه امين امام بودند به جرم براندازي در زندان هستند و رهبر آن دانشجويان متهم به براندازي و حتي جاسوسي غرب شده اند.هنوز هم دم از مخالفت با آمريكا مي زينيم و هر كسي دم از رابطه عقلايي با آمريكا بزند را متهم به خيانت مي كنيم.اما يك نكته بعد از سي سال دشمني با آمريكا چه چيزي عايد ايران شده است؟دشمنان اين مرز و بوم از داشتن رابطه ما با امريكا خوشحال مي شوند و يا اينكه ناراحت؟چه عقب ماندگي هايي از جانب نبود رابطه با آمريكا عايد ايران شده است و اين به نفع چه كساني است؟ آيا نمي توان فكر كرد كه بسياري از كشورهايي كه نمي خواهند ايران پيشرفت كند هيزم بيار آتش اختلاف ايران آمريكا شده اند اما در پوشش دوستي؟ضررهايي كه كشور كرد سودش به چه كسان و كشورهايي رسيد؟اعراب جنوبي آيا از رابطه ايران آمريكا سود مي برند و يا اينكه متضرر مي شنو؟آيا در صورت رابطه با آمريكا و شناخته شدن ايران به عنوان قدرت اصلي منطقه ديگر اعراب مي توانند هر روز ادعا ارضي براي ايران بكنند؟خطوط لوله انتقال انرژي كه از خارج از خاك ايران آن هم بدون دليل اقتصادي سودش به كدام كشورها رسيد؟آيا اگر امروز آقاي خميني در قيد حيات بود اينگونه چشم بسته بر شعار مخالفت با آمريكا مي كوبيد؟آيا هزينه عدم وجود سياست خارجي مناسب در برخورد با كشورها حتي آمريكا را بايد از جيب مردم پرداخت؟اين همه هزينه هايي كه براي رسيدن به حق مسلممان در اين چهار سال پرداختيم چه شد به نقطه اي رسيديم كه همه چيز را دو دستي تقديم غرب كرديم بدون گرفتن يك امتياز و حالا هم با مردممان در رودبايستي قرار گرفتيم كه حقيقت مذاكرات و مفادي را كه پذيرفته ايم را هم نمي توانيم علنا ذكر كنيم كه اينان همه اش هزينه هاي عدم وجود رابطه سالم با آمريكا است .البته من فكر كي كنم دستان دشمنان آگاهي در كار است كه هرگاه اين دو كشور خواستند به هم نزديك شوند اخلالي در كار در جهت تامين منافع خود حتي در پوشش شعار ها و سخنان حماسي و مردم پسند كرده است؟ماجراي مك فارلين كه در آن موقع ما نتوانستيم به نفع خود استفاده كنيم و عذر خواهي آلبرايت از ايران بخاطر كودتاي بيست و هشت مرداد و ... اين جمله هستند.
يكشنبه دهم آبانماه 1388

اين روزها هاشمي رفسنجاني در موقعيت آچمز قرار گرفته است.از طرفي جناح حامك مترصد هرگونه موقعيتي است در جهت كوبيدن وي و از طرفي جناح اصلاح طلب منتظر عكس العملي مناسب در جهت مقابله با فشار هاي جناح حاكم بر خود و به نفع جنبش سبز است گرچه اين توقع از هاشمي رفسنجاني توقعي بي مورد است زيرا سياستهاي وي در سي سال گذشته ثابت كرده است كه وي به هيچ وجهه عملي در جهت از دست دادن قدرت رسمي خويش نكرده است.اما چرا امروز هاشمي رفسنجاني در چنين موقعيتي قرار گرفته است.موقعيتي كه گروه مقابل وي را به انواع اتهامات متهم مي كنند و وي توان مقابله و پاسخگويي به آنها را ندارد.فرزندان وي علنا متهم به سوء استفاده از مقام و موقعيت خود و پدرشان مي شوند و جالب اينكه دفاعي هم از خود نمي كنند.دليل اصلي چنين وضعيتي كه هاشمي رفسنجاني گرفتار ان شده است كسي نيست جز خودش.سياستهاي تماميت خواه وي در طول سي سال گذشته و بالاخص بعد از فوت آقاي خميني باعث شد كه رفته رفته به چهره اي منفور در افكار عمومي ظاهر شود.عدم امكان فضاي نقد در زمان رياست جمهوريش باعث شد كه در زمان خاتمي وي را به انواع اتهامات متهم كنند گرچه در آن زمان هم دفاعي از خود نكر شايد هم دفاعي نداشته كه از خود بكند.اجازه ندادن به مخالفان خود در زمان رياست جمهوريش جهت ابراز عقيده باعث شد كه فضاي بسته اي بوجود آيد كه وضعيت امروز نتيجه همان سياستهاي است در در پيش گرفته بود و امروز گريبان خودش را هم گرفته است.اما در حال حاضر تمام تلاش وي در جهت حفظ قدرت رسمي اش در نظام است و به همين بهانه انواع اتهامات را بدرست و يا غلط را تحمل مي كند گرچه با شرايطي كه بوجود آمده است ديگر اميدي به نتيجه بخش بودن اين سياست نمي رود و وي در آينده مجبور به پاخگويي به بسياري از سوالات بي جوابي خواهد بود كه خود وي و خانواده اش در ان دخيل بوده اند.روايت وي از آقاي خميني كه خامنه اي برازنده رهبري است كه فقط وي مي دانست و از احمد خميني(كه بعد از پنج سال وي نيز فوت كرد)بعنوان شاهد ياد مي كرد از مسايلي است كه بايد در مورد صحت و سقمش جوابگو باشد.
جمعه هشتم آبانماه ۱۳۸۸


دو عكس بالا را سايت توكلي(الف) با عنوان مخملباف از ديروز تا امروز منتشر كرده بود.سوال اصلي اينجاست كه چه شد انسانهايي مانند مخملباف كه كم هم نيستند و خيلي هز ماها در اطرافمان زياد ديده ايم در طي اين سي سال اينگونه دچار استحاله شدند؟آيا اين انسانها خود بخود دچار استحاله شدند و يا اينكه رفتار هاي محيط و جامعه اي كه در آن بودند باعث دگرگوني آنها شد؟ در طي اين سي سال چه اتفاقي افتاده؟و سوالي ديگر چرا در اين سي سال ما نتوانستيم نسلي معتقد و متعهد بسازيم آيا اين ضعف دستگاه فرهنگي جمهوري اسلامي كه در راس اين دستگاه روحانيون نشسته اند نمي باشد؟
جمعه بيست و چهارم مهرماه 1388


ديدن عكسي هايي چون عكس هاي بالا اميد را در وجود انسان منفجر مي كند.انسانهايي چنين چروكيده اما سر زنده و شادمان در المپيك سيدني.
اما چقدر حيف كه از ايران كسي نبود.اما آيا پيران در ايران با توجه به اين وضعيت زماني كه به اين سن و سال برسند اينگونه خواهند بود؟ گرچه بستر سازي براي چنين صحنه هايي وظيفه دولت هاست.ايجاد امنيت اجتماعي و خوشبيني اقتصائي خود مي تواند در رسيدن به اين حد بسيار موثر باشد اما ...
چهارشنبه بيست و دوم مهر ماه 1388
سخنان احمد خاتمي كسي كه امام جمعه تهران ،عضو شوراي خبرگان رهبري و از مدرسين حوزه علميه قم است را در همايش سرارسري روحانيون شاغل در ارتش را خواندم.متاسفانه بلاهت از اين سخنان مي باردو و صد افسوس كه اين نوابغ دوران كه متاسفانه در ايران امروز و در مصادر امور هم كم نيستند ملاك و معياري شده اند براي وطن پرستي و از ان بدتر دينداري.
البته امروز سالروز شهادت امام صادق بعنوان رئيس مذهب شيعه هم هست(البته به تقويم رسمي ...) امامي كه با استدلال در دوران حكومت عباسيون كه آنها هم از رداي مذهب بر مردم حكومتي ظالمانه روامي داشتند(مانند چيزي كه امروز است) توانست مخالفان خود را به حامياني محكم تبديل كند.با استدلال عقلي و منطقي دين حقيقي را در آن دوران بيداد نشان داد و نه با فحش و اتهام و... گرچه در امروز ايران هم اگر چنين كسي بود وي نير متهم به بي ديني و طرفداري از بيگانه مي گرديد.
سه شنبه بيست و يكم مهرماه 1388
علي رغم عدم مطالعات كافي و همچنين ايجاد زير ساخت جهت اجراي طرح تحول اقتصادي كليات اين طرح در مجلس تصويب شد.عدم وجود سيستم اطلاعاتي در مورد ميزان حقوق و دستمزد مردم و از آن طرف وجود آمار بالاي بيكاري در كشور و همچنين عدم وجود زير ساخت هاي تامين اجتماعي لازم جهت اجراي اين طرح بدون اينكه پولي در كشور تزريق شود و بتوان با ارائه خدمات تامين اجتماعي اين مرحله خطير را پشت سر گذاشت اجراي اين طرح باعث بوجود آمدن تورم بسيار بالايي خواهد شد كه از هم اكنون پيداست كه قربانيان اين طرح هم همان دهك هاي اوليه و فقير جامعه خواهند بود.تاكيد دولت مردان مبني بر جمع آوري اطلاعات آن هم از طريق طرح جمع آوري اطلاعات خانوار نيز نمي تواند سيستم اطلاعاتي جامع و قابل اطميناني از وضعيت معيشتي خانواده ها را در اختيار ارگانهاي ذيربط قرار دهد .اين حقيقت غير قابل انكار است كه خانواده هاي ايراني اطلاعات درستي را در اختيار دولت نگذاشته اند و اين نمي تواند مهمل درستي جهت ارزيابي و اعطاي تسهيلات كمكي به خانواده ها باشد كه متاسفانه قراين و شواهد حاكي از اين است كه اين در بر همين پاشنه خواهد چرخيد و مثل طرح هاي قبل ضعفا ضعيفتر و اغنيا غني تر خواهند شد. مساله ديگر اينكه در اين طرح ذكر شده است كه از خانواده هاي با درآمد بالا گرفته و به خانواده هاي ضعيف كمك گردد كه متاسفانه اين هم بر خلاف شرع است زيرا همگان از بيت المال به يك اندازه سهم مي برند حال مي خواهد متمكن باشند و يا خواه فقير.خانواده هاي متمكن بواسطه توانايي در خريد مصرف بيشتري دارند كه بايد بر اساس مصرف ماليات و عوارض بيشتري هم پرداخت كنند كه متاسفانه اين مساله هم در اين طرح مغفول مانده است.اميدورايم كه عقلا براي اجراي درست اين طرح فكري بينديشند تا بتوان با سختي كمتري اين مرحله را پشت سر گذاشت كه اگر اين اتفاق نيفتد مجبود به راكد گذاشتن اين طرح در ميان اجرا باشيم كه ضررهاي هنگفتي به كشور وارد خواهد كرد.
يكشنبه نوزدهم مهرماه 1388
با اعلام باراك اوباما بعنوان برنده جايزه صلح نوبل از طرف آكادمي نوبل در سال 2009 جنب جوش خاصي مبني بر بي اهميت جلوه دادن اين مسله در رسانه هاي داخلي حامي دولت و متعلق به جناح اصول گرا به چشم مي خورد.گرچه اين رسانه ها بطور مستقيم از سران اين جبهه به عنوان مخالف ياد نمي كند اما با مصاحبه با بعضي از مخالفان خارجي اين انتخاب البته به عنوان شخصيت هاي غربي سعي در القاي اين نكته دارد كه اين انتخاب كاملا سياسي بوده است و اوباما هيچ لياقتي مبني بر دريافت اين جايزه نداشته است.اما انتخاب يك سياه پوست به عنوان ريس جمهوري كشوري كه سابقه برده داري دارد و با شعار تغيير و گفتگو آن هم پس از حملات نظامي غرب به چند كشور آن هم به نام مبارزه با تروريسم و البته تا حدودي هم ناموفق خود گواه آزادي در اين كشور و همچنين رويكردي است كه دولت جديد آمريكا در مواجهه با چالش هاي امروز جهان در پيش گرفته است كه موجب شده است در همين زمان كم اين ريس جمهور واجد شرايط جهت اهداي جايزه نوبل گردد.اما نكته اي كه رسانه هاي جبهه حاكم و اصول گرا به آن اهميت مي دهند ،نه انتخاب اوبا ما به عنوان يكي از انتخاب شوندگان نوبل است چون چند سال پيش هم يك ايراني مفتخر به دريافت اين جايزه شده اما او هم مورد خشم همين رسانه هاي اصطلاح اصول گرا قرار گرفت و متهم به انتخاب جهت دريافت اين جايزه به اعمال فشار هاي سياسي گشت،بلكه در موقعيت آچمز قرار گرفتن ايران به عنوان كشوري كه مورد صحبت ژاتمريكا جهت شروع مذاكرات در جهت اجراي صلح و آرامش و مبارزه با تروريسم و سلاح هاي كشتار جمعي قرار گرفته است و اگر ايران نتواند با زيركي از اين مرحله گذر كند و متهم به اهمال و كم كاري در اين زمينه و حتي تلاش در جهت حل مشكلات با استفاده از مذاكره گردد در افكار عمومي داخل كشور (با توجه به اتفاقات چند ماه اخير در داخل كشور)و همچنين خارج از مرزهاي ايران در موقعيت بسيار بدي قرار خواهد گرفت و به شعار هاي صلح طلبانه ايران ديگر وقعي نخواهند گذارد و اين بدترين شكست ر دستگاه ديپلماسي براي ايران خواهد بود و موجب تزلزل و افول قدرت حداقل معنوي ايران در كشور و كشورهاي تحت نفوذش خواهد بود.اين تلاش رسانه مبني بر نشان دادن عدم لياقت اوباما بيشتر موئد بر اين نكته اسن كه در صورت وقوع چنين اتفاقي بتواند حداقل در افكار عمومي داخلي وجهه براي خودش كسب كند.گرچه شواهد و قرائن حاكي از اين است كه ايران مي خواهد بگونه با امتياز دادن بر خلاف شعار هايي در در اين چند سال ميداد مبني بر كوتاه نيامدن از حقوق هسته اي جوري مساله را بخير بگذراند بدون اينكه در داخل مورد طعن قرار گيرد.
شنبه هجدهم مهرماه 1388
جلوگيري از بوجود آمدن جنگ و تنش براي هر حكومتي يكي از مهمترين وظايف در جهت حفظ امنيت آن كشور است.بديهي ترين وسيله در جهت حصول به اين امر و تامين منافع ملي مذاكره است.مذاكره امري است كه حتي پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص) هم در جريان صلح حديبيه انجام داده است.پس بنابر اين چيز نكوهيده اي در شرع هم نيست.با توجه به وضعيت كشور ها مذاكره با ديكر دول مساله اي است كه در تمام دكترين سياسي كشور ها بدان پرداخته مي شود.اما در كشور ما ايران و در نظام جمهوري اسلامي ايران مذاكره آن هم بصورت علني با كشور هاي بزرگ بصورت تابويي درآمده است كه تمام جناح هاي حاكم در اين سي سال اعم از چپ و راست از ان گريزان بوده اند.گرچه در اين سالها مذاكراتي محرمانه مابين ايران و غرب و بالاخص امريكا و بيشتر هم تز طرف جناج راست و اصول گرايان اتفاق افتاد اما عدم علني كردن اين مذاكرات براي هر دو جناح مساله اي بسيار مهم بوده است.گرچه متاسفانه چيزي كه در عدم انجام مذاكرات واضح از بين رفت منافع ملي بود كه در اين سي سال ضربات جبران ناپذيري را به كشور وارد كرد و باعث عقب ماندگي ايران از بسياري از كشورهاي هم رده و حتي پايينتر خود در سي سال پيش شد.
مهمترين تنشي كه در ماجراي مذاكرات ايران با غرب در بين گروههاي داخلي بوجود آمد و گروه رقيب از آن بعنوان چماقي بر سر حريف استفاده كرد مذاكرات هسته اي بود كه در دولت خاتمي انجام گرفت كه گروه اصول گرا از آن به عنوان خيانتي در حق كشور و نظام ياد كرد البته بدون اينكه اين قرار داد مورد واكاوي عقلي و اصولي قرار بگيرد و نخبگان راجع به آن و شرايط زماني و مكاني كه آن قرار داد منعقد شد بحث كنند.اما در اين بر ماجرا از زماني كه گروههاي راستي و به اصطلاح اصول گرا قدرت را بدست گرفتند با در نظر گرفتن اينكه اكثر قريب به اتفاق تريبن ها نماز جمعه در اختيار آنهاست مذاكرات گونه اي ديگر معرفي مي شوند .تمام مذاكرات از سر قدرت صورت مي گيرند و البته بدون تحليل كارشناسان خبره اين كاركه آيا اين حرف صحت دارد يا خير و آخرين آنها هم تجليل علم الهدي امام جمعه مشهد از جليلي به عنوان
نابغه اي كه اسلام تربيت كرده است.البته اين تبليغاتي از اين دست كه اين روزها بسيار شنيده مي شود و آن هم از خيمه اصول گرا و امامان جمعه حاكي از اين است كه اين مذاكرات در حقيقت چيزي را عايد كشور نكرده است و از هم اكنون تبليغات براي ماله پوشي و جلوگيري از متهم شدن از طرف جناح مقابل در حال تدارك است.گرچه نتايج واقعي اين مذاكرات كه بنظر مي آيد ايران در واقع از مواضع خود كوتاه بيايد تا چند ماه آينده نمايان گردد.

