تبليغاتX
سلام امروز

شنبه هفتم آذر ماه ۱۳۸۸

عيد قربان بر شما مبارك

 

اين عيد از خودگذشتگي و ايثار،عيد ذبح هواي نفس،عيد قربان بر شما تهنيت باد.

نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 16:11 توسط حميد رضا| |

سه شنبه سوم آذر ماه 1388

در وايل انقلاب بسياري از انقلابيون كه جهد در اجراي قوانين اسلامي  و تلاش در ريشه كني تمام نماد هاي غير شرعي و اسلامي را داشتند قصد خراب كردن شهر نو (همان مركز تجمع روسپيان تهران) را كردند كه البته آخر الامر هم موفق به آتش زدن آنجا شدند.اما شنيده ها حاكي از آن است كه قبل از اين كار مساله را با آقاي طالقاني در ميان گذارده بودندو ايشان مخالفت كرده بود و جمله اي را گفته بود كه بسيار ظريف است.ايشان فرموده بود كه "مسجد هم توالت مي خواهد" چون با بسته شدن اين مكان روسپيگري تمام نمي شود بلكه اين افراد در شهر پخش مي شوند و ضرر و زيان آن براي جامعه بيشتر است چون هم باعث مي گردد افراد بيشتري خراب شوندو هم كنترل آنها سختتر.اما اين عمل انجام نشد و شهر نو ويران گشت و روسپيان در تمام شهر ها پخش شدند.حالا گذشته از اينكه  در اسناد  پليس هر روزه گزارش كشف خانه هاي فساد را مي بينيم كه خود عامل مهمي در كسترش بيماري هاي مقاربتي مانند ايدز و هپاتيت و ... است جداي از آن موجب كسترش روز افزون فساد در جامعه و افزايش تجاوز به عنف شده است كه هر روزه حادثه هايي تكان دهنده از اين  دست را مي شنويم . حال بعد از گذشت سي سال اظهارات رئيس پليس آگاهي كشور در مورد تسهيل بهره برداري جنسي بسيار جالب و در خور تفكر است.

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 8:46 توسط حميد رضا| |

دوشنبه دوم آذر ماه 1388

اين هفته بنام هفته بسيج نامگذاري شده است.سي سال پيس اين در اين كشور انقلابي براي زنده كردن ارزش هاي اسلامي ،برابري و برادري و آزادي،بوقوع پيوست.انقلابي كه شعار اصليش آزادي تمام توده ها بود و كوتاه كردن دست چپاولگران و ظالمان از سر مردم زجر كشيده.آن زمان اكثريت جامعه به اميد كشوري بودند كه همه در آن آزادند و ديگري فسادي نيست و اما...

سي سال از زمامداري آنها گذشت و اكنون مي بينيم كه در دستگاههايي كه ملجا مردم هستند فساد بيداد مي كند.انسانها بخاطر عقايدشان محكوم مي شوند و بدتر از همه از اعتقادات صادق مردم سوء استفاده  مي شود كه بسيج يكي از آنهاست.

بسيجي كه از همه اقشار براي دفاع از كشور بدون هيچ چشم داشتي به مال و قدرت تشكيل شد.آناني كه قدرتي داشتند به صحنه نبرد رفتند و ديگران در پشت جبهه بدون چشم داشتي و فقط براي وطن اعم از زن و مرد تلاش كردند.از مال خود بخشيدند و به اين كار خود افتخار كردند.بسيج و بسيجي چنان در جامعه رسوخ كرد كه خيلي ها هم خوشان را به شكل و ظاهر آنها مي آراستند و افتخار هم مي كردند و در عوض بسيجي هم تمام تلاشش را مي كرد كه حرمت اين ارزش را حفظ كند.آن روزها اكثريت خود را بسيجي مي دانستند .اما امروز آن افتخار به نفع گروه خاصي مصادره شد.بسيجي كسي شد كه بجاي خروشيدن بر دشمن سلاح بر هموطن كشيد و بسيج و بسيجي به عنوان يك گروه زبان نفهم قدرت طلب شناخته شد.و آنان كه براي حفظ قدرت خويش از اين فرزند صالح مردن سوء استفاده كردند بزرگترين خائنين به كشور هستند.ديگر متاسفانه بسيجيان اوليه  از اينكه بسيجي ناميده شوند ابا دارند و اين مقام را انكار مي كنند كه چون با مال و قدرت تنيده شد به كج روي كشيده شد.كاش سردمداران بيدار مي شدند و فكري به حال بسيج مي كردندو دوباره كاري مي كردند كه به آغوش مردم باز مي گشت.

نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 11:8 توسط حميد رضا| |

 يكشنبه اول آذر ماه 1388

داريوش و پروانه فروهر

در آستانه يازدهمين سالگرد كشتار فجيع داريوش فروهر و همسرش پروانه اسكندري هستيم.جداي از آرا و اعتقادات فروهر،وي كسي بوده كه در كشوري كه داعيه پيروي از فرامين اسلامي و بالاخص شيعي را دارد زيبنده نيست كه افرادي كه تحت حمايت اين حكومت هستند آنهم از طرف خود گماشتگان حكومت امنيت جاني و مالي نداشته باشند.لكه ننگ اين كشتار فجيع و ديگر قتل هاي بي دليل (مانند قتلهاي زنجيره اي و اعدام هاي بي دليل و بدون سند و مدرك سال 67 و ...) تا ابد بر دامان حكومت ديني كه داعيه اتصال به حكومت جهاني مهدي(عج) را دارد خواهد ماند زيرا بر اساس همين اعتبار حكومت هر كه انساني را بي گناه بكشد منند اين است كه همه انسانها را كشته است.

اما مساله اي كه اين جريان را غامض تر مي كنند عدم پيگيري جدي براي پيدا كردن عاملين اصلي اين قتل ها از طرف حكومت بود.آخر هم معلوم نشد كه اين قتل هاي بدست سعيد اسلامي انجام گرفته است و يا خير؟آيا سعيد اسلامي خود فداي پنهان ماندن اين مساله شد؟چه كسي فتواي قتل ها را و بر اساس چه سند شرعي صادر كرده بود؟چرا حكومت تلاش نمي كند مسببين اصلي را پيدا كند و آيا اينكه خود حكومتيان مسببين اصلي بودند؟كه البته با توجه به شرايط و قراين اين مساله دور از ذهن نمي باشد.سخنراني آقاي خامنه اي در نماز جمعه بعد ار قتل فروهرها كه وي را مهره اي بي ارزش قلمدتد مي كرد هم مي تواند دليلي بر اثبات اين  مساله باشد.گرچه نبايد فراموش كنيم كه داريوش فروهر يكي از مبارزان ضد حكومت پهلوي بود و براي به سرانجام رسيدن اين انقلاب بسيار تلاش كرد گرچهنمي دانست بدست اخلاف همين انقلاب كشته خواهد شد.خاطرات زندانيان سياسي قبل از انقلاب از پايمردي هاي داريوش فروهر و اصرار بر بجا آوردن آداب شرعي در زماني كه خود مذهبيون اعتقاد به تقيه داشتند هم خواندنش خالي از لطف نيست.

اما در هر صورت با گذشت يازده سال از اين فاجعه(قتل هاي زنجيره اي) گوشه هاي نا پيداي اين جريان هنوز هم در سايه مشغول فعاليت هستند بدون اينكه از برملاشدن افعال خود نگران باشند كه اين امر ميسر نشده است بجر داشتن رابط هاي قوي در داخل حكومت اعم از سيسون و يا روحانيون .

 

نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 8:30 توسط حميد رضا| |

يك شنبه هفدهم آبانماه 1388

حايري شيرازي

در خبر ها آمده بود كه علاوه بر مرتضي آقا تهراني ،معلم اخلاق هيات دولت حائري شيرازي نيز به دولت درس اخلاق مي دهد.حائري سيرازي پس از شكايت هاي علني مردم شيراز از وي بدليل بي كفايتيش و سوء استفاده ار موقعيت خود در استان فارس و همچنين متهم شدن افراد خانواده وي و بخصوص پسرش توسط عبدالله شهبازي مورخ ساكن شيراز در كتابش  به زمين خواري و درخواست مكرر مردم  در  سفر خامنه اي به فارس  به ناگهان جاي خود را به ايماني امام جمعه بوشهر داد و خود به نام ادامه تحصيلان حوزوي به قم مهاجرت كرد گرچه هنوز هم در شيراز حضور دارد اما ديگر به اسم نمايندگي ولي فقيه در شيراز نيست .چند گاهي هم به عنوان معلم اخلاق در راديو و تلويزيون ظاهر مي گشت كه حالا از وي به عنوان معلم اخلاق دولت ياد مي كنند.چه خوب بود  اين معلم اخلاق قبل از تدريس اخلاقيات به ديگران حداقل مجالي براي بيان اتهاماتي كه به وي و خانواده اش ايراد مي شود مهيا مي كرد و جوابي به اين اتهامات مي داد.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:20 توسط حميد رضا| |

شنبه شانزدهم آبانماه 1388

اين روزها بحث طرح هدفمند كردن يارانه ها و پرداخت  نقدي يارانه ها به دهك هاي  يك تا پنج درآمدي كشور همه جا بر سر زبانهاست.جداي از اينكه تفاوت گذاشتن در پرداخت يارانه ها به مردم كه آن هم از فروش نفت كه متعلق به همه مردم است بدست آمده است كاري نه عقلي و نه شرعي است اما نوع پرداخت به همين پنج دهك هم خالي از اشتباه نيست.متاسفانه با در نظر گرفتن درآمدهاي نجومي نفت در چهارسال صدارت احمدي نژاد و حيف و ميل كردن اين سرمايه همگاني و خدادادي و عدم سرمايه گذاري در بخش مولد و ايجاد شغل ،تعداد بيكاران و كارجويان افزايش يافته است .حال با اين اوضاع و احوال اين طرح هم مي خواهد آن هم با مديريت دولت آقاي احمدي نژاد!!! اجرا گردد چقدر احتمال موفقيت آن مي رود؟با وجود اينكه متاسفانه اعتياد مردان و سرپرستان خانواده هاي ايراني متعلق به پنج دهك اول درآمدي جامعه چقدر احتمال عدم استفاده از اين پول كه به حساب سرپرستان خانواده هاي ريخته مي شود در جهت تامين مواد افيوني استفاده نگردد؟چه راهكارهاي براي اين مساله وجود دارد؟و مهمتر اينكه اين پول يارانه ها هم سرانجام پول هنگفت نفت در چهار سال گذشته را پيدا خواهد كرد؟

از طرفي شنيده ها حاكي از آن بوده كه دولت احمدي نژا مايل به ارائه لايحه اي در جهت ثابت نگهداشتن حقوق كاركنان دولت در طول اجراي طرح تحول اقتصادي را داشته است كه با مخالفت مجلس روبرو شده است كه ديگر اين نقطه درخشان اين طرح مي بود كه اجرا نشد.

آيا بهتر نبود با توجه به اينكه دهك هاي هشتم تا دهم جامعه كشور از كالاهاي لوكس و گران تر استفاده مي كنند تامين اين هزينه پرداخت يارانه ها به دهك هاي اول تا دهم با استفاده از وضع مالياتهاي تصاعدي برآنها و ميزان مصرف كالاها تامين مي گشت كه هم به عدالت نزديك تر بود  و هم عقلايي تر؟

با اين وجود به دليل عدم توانايي مديريت دولت فعلي و شخص آقاي احمدي نژاد سرانجام خوشي براي اين طرح نمي رود گرچه هدفمند كردن يارانه هاي كشور آن هم براي تمام آحاد امري پسنديده است.

و اي كاش پنج سال پيش مجلس هفتم آن هم به رياست مردي بر عرضه و مسلوب الاختيار مانند حداد عادل راي به ثابت ماندن حامل هاي انرژي آنهم به اتخاد تصميمات سياسي و نه اقتصادي نمي گرفت كه اگر چنين اتفاقي نيفتاده بود وضع امروز ما بهتر بود و اين هم از خيانتهايي بود كه در حق اين كشور روا شد.

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:33 توسط حميد رضا| |
 

چهارشنبه سيزدهم آبانماه 1388

امروز روز مبارزه با استكبار جهاني استوسي سال پيش در چنين روزي دانشجويان پيرو خط امام با حمله به سفارت آمريكا در ايران آن را به نصرف خود و سفرتيان را نيز به گروگان درآوردند.اين خود موجب تغييرات بسيار بنيادي در وضعيت كشور شد.استعفاي دولت موقت و قطع رابطه با آمريكا و شروع تحريم هايي كه هنوز هم به شدت آن افزوده مي شود و برخي نيز معتقد به جنگ هشت ساله خانمانسوز به عنوان يكي ديگر از اثرات آن هستند.دانشجويان پيرو خط امام در آن روز كه به سفارت حمله بردند مورد تائيد صريح آقاي خميني قرار گرفتند و عمل آنها به مثابه انقلاب دوم ناميده  شد.اما بعد از گذشت سي سال بسياري از آن كسان كه آن عمل را تائيد مي كردند معترف به اشتباه بودن ان كار گشته اند و آن دانشجويان نيز كه امين امام بودند به جرم براندازي در زندان هستند و رهبر آن دانشجويان متهم به براندازي و حتي جاسوسي غرب شده اند.هنوز هم دم از مخالفت با آمريكا مي زينيم و هر كسي دم از رابطه عقلايي با آمريكا بزند را متهم به خيانت مي كنيم.اما يك نكته بعد از سي سال دشمني با آمريكا چه چيزي عايد ايران شده است؟دشمنان اين مرز و بوم از داشتن رابطه ما با امريكا خوشحال مي شوند و يا اينكه ناراحت؟چه عقب ماندگي هايي از جانب نبود رابطه با آمريكا عايد ايران شده است و اين به نفع چه كساني است؟ آيا نمي توان فكر كرد كه بسياري از كشورهايي كه نمي خواهند ايران پيشرفت كند هيزم بيار آتش اختلاف ايران آمريكا شده اند اما در پوشش دوستي؟ضررهايي كه كشور كرد سودش به چه كسان و كشورهايي رسيد؟اعراب جنوبي آيا از رابطه ايران آمريكا سود مي برند و يا اينكه متضرر مي شنو؟آيا در صورت رابطه با آمريكا و شناخته شدن ايران به عنوان قدرت اصلي منطقه ديگر اعراب مي توانند هر روز ادعا ارضي براي ايران بكنند؟خطوط لوله انتقال انرژي كه از خارج از خاك ايران آن هم بدون دليل اقتصادي سودش به كدام كشورها رسيد؟آيا اگر امروز آقاي خميني در قيد حيات بود اينگونه چشم بسته بر شعار مخالفت با آمريكا مي كوبيد؟آيا هزينه عدم وجود سياست خارجي مناسب در برخورد با كشورها حتي آمريكا را بايد از جيب مردم پرداخت؟اين همه هزينه هايي كه براي رسيدن به حق مسلممان در اين چهار سال پرداختيم چه شد به نقطه اي رسيديم كه همه چيز را دو دستي تقديم غرب كرديم بدون گرفتن يك امتياز و حالا هم با مردممان در رودبايستي قرار گرفتيم كه حقيقت مذاكرات و مفادي را كه پذيرفته ايم را هم نمي توانيم علنا ذكر كنيم كه اينان همه اش هزينه هاي عدم وجود رابطه سالم با آمريكا است .البته من فكر كي كنم دستان دشمنان آگاهي در كار است كه هرگاه اين دو كشور خواستند به هم نزديك شوند اخلالي در كار در جهت تامين منافع خود حتي در پوشش شعار ها و سخنان حماسي و مردم پسند كرده است؟ماجراي مك فارلين كه در آن موقع ما نتوانستيم به نفع خود استفاده كنيم و عذر خواهي آلبرايت از ايران بخاطر كودتاي بيست و هشت مرداد و ... اين جمله هستند.

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 16:7 توسط حميد رضا| |

يكشنبه دهم آبانماه 1388

اين روزها هاشمي رفسنجاني در موقعيت آچمز قرار گرفته است.از طرفي جناح حامك مترصد هرگونه موقعيتي است در جهت كوبيدن وي و از طرفي جناح اصلاح طلب منتظر عكس العملي مناسب در جهت مقابله با فشار هاي جناح حاكم بر خود و به نفع جنبش سبز است گرچه اين توقع از هاشمي رفسنجاني توقعي بي مورد است زيرا سياستهاي وي در سي سال گذشته ثابت كرده است كه وي به هيچ وجهه عملي در جهت از دست دادن قدرت رسمي خويش نكرده است.اما چرا امروز هاشمي رفسنجاني در چنين موقعيتي قرار گرفته است.موقعيتي كه گروه مقابل وي را به انواع اتهامات متهم مي كنند و وي توان مقابله و پاسخگويي به آنها را ندارد.فرزندان وي علنا متهم به سوء استفاده از مقام و موقعيت خود و پدرشان مي شوند و جالب اينكه دفاعي هم از خود نمي كنند.دليل اصلي چنين وضعيتي كه هاشمي رفسنجاني گرفتار ان شده است كسي نيست جز خودش.سياستهاي تماميت خواه وي در طول سي سال گذشته و بالاخص بعد از فوت آقاي خميني باعث شد كه رفته رفته به چهره اي منفور در افكار عمومي ظاهر شود.عدم امكان فضاي نقد در زمان رياست جمهوريش باعث شد كه در زمان خاتمي وي را به انواع اتهامات متهم كنند گرچه در آن زمان هم دفاعي از خود نكر شايد هم دفاعي نداشته كه از خود بكند.اجازه ندادن به مخالفان خود در زمان رياست جمهوريش جهت ابراز عقيده باعث شد كه فضاي بسته اي بوجود آيد كه وضعيت امروز نتيجه همان سياستهاي است در در پيش گرفته بود و امروز گريبان خودش را هم گرفته است.اما در حال حاضر تمام تلاش وي در جهت حفظ قدرت رسمي اش در نظام است و به همين بهانه انواع اتهامات را بدرست و يا غلط را تحمل مي كند گرچه با شرايطي كه بوجود آمده است ديگر اميدي به نتيجه بخش بودن اين سياست نمي رود و وي در آينده مجبور به پاخگويي به بسياري از سوالات بي جوابي خواهد بود كه خود وي و خانواده اش در ان دخيل بوده اند.روايت وي از آقاي خميني كه خامنه اي برازنده رهبري است كه فقط وي  مي دانست و از احمد خميني(كه بعد از پنج سال وي نيز فوت كرد)بعنوان شاهد ياد مي كرد از مسايلي است كه بايد در مورد صحت و سقمش جوابگو باشد.

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 16:47 توسط حميد رضا| |

جمعه هشتم آبانماه ۱۳۸۸

دو عكس بالا را سايت توكلي(الف) با عنوان مخملباف از ديروز تا امروز منتشر كرده بود.سوال اصلي اينجاست كه چه شد انسانهايي مانند مخملباف كه كم هم نيستند و خيلي هز ماها در اطرافمان زياد ديده ايم در طي اين سي سال اينگونه دچار استحاله شدند؟آيا اين انسانها  خود بخود دچار استحاله شدند و يا اينكه رفتار هاي محيط و جامعه اي كه در آن بودند باعث دگرگوني آنها شد؟ در طي اين سي سال چه اتفاقي افتاده؟و سوالي ديگر چرا در اين سي سال ما نتوانستيم نسلي معتقد و متعهد بسازيم آيا اين ضعف دستگاه فرهنگي جمهوري اسلامي كه در راس اين دستگاه روحانيون نشسته اند نمي باشد؟

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:10 توسط حميد رضا| |

جمعه بيست و چهارم مهرماه 1388

 

ديدن عكسي هايي چون عكس هاي بالا اميد را در وجود انسان منفجر مي كند.انسانهايي چنين چروكيده اما سر زنده و شادمان در المپيك سيدني.

اما چقدر حيف كه از ايران كسي نبود.اما آيا پيران در ايران با توجه به اين وضعيت زماني كه به اين سن و سال برسند اينگونه خواهند بود؟ گرچه بستر سازي براي چنين صحنه هايي وظيفه دولت هاست.ايجاد امنيت اجتماعي و خوشبيني اقتصائي خود مي تواند در رسيدن به اين حد بسيار موثر باشد اما ...

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:16 توسط حميد رضا| |